غزل اخلاقی و عید سعید فطر
مقصود ماست دریا، هرچند مثل جوئیم از خود گذشته یک ماه، دنبال وصل اوئیم یک مـاه ما خـمـاریم، سـاقی بـیار باده کار از قـدح گـذشـته، ما تـشنه سبـوئیم مـاه صیـام رفـت و، عــیـد صـیـام آمـد هم خنده در دهانیم، هم گریه در گلوئیم زان بی نشان کجا ما، یابـیم یک نشانه تا در مسیر دنـیا، دنـبال رنگ و بوئیم تا نشکنیم خود را، پـرواز کی توانیم؟! بیچـاره ما که عـمری، در قـید آبروئیم |